خرید بک لینک
نویسنده: پویا جفاکشاز دوران نوجوانی که دانستم بخش اعظم پیشرفت های تکنولوژیک امریکا و شوروی، بر گرده ی دانشمندان نازی بوده که دول غالب پس از فتح آلمان در جنگ جهانی دوم، آنها را به استخدام خود درآورده اند، برایم جای سوال بود که آیا واقعا و آنطورکه هیتلر ادعا میکرد، آلمانی ها استعدادشان در این زمینه ها بیش از مردم دیگر دنیا بوده است؟ بعدها فهمیدم که این مسئله برای خود آلمانی ها غیر طبیعی به نظر میرسیده است. آنها شایعاتی داشتند درباره ی این که اکتشافات نازی ها بوسیله ی جامعه ی جادویی وریل (فرقه ای که هیتلر عضو آن بود) و در اثر ارتباط این جامعه با نیروهای مرموز "خورشید سیاه" در جنگل سیاه آلمان به دست آمده اند. این نیروها بوسیله ی ستاره ی کوکب در صورت فلکی دب اکبر از شمال به جنوب جاری میشدند و وریل بر اساس افسانه های افریقایی، نیل آسمانی یا راه شیری را جاری گاه آنها میدید. حرکتگاه آنها از دب اکبر در حدود قطب شمال به سرزمین های استوایی، حرکت از تاریکی به نور، و انقلاب زمستانی به انقلاب تابستانی را گواه بود و چیزی شبیه حرکت نژاد پادشاهان یعنی آریایی ها به سمت فتح بردگان جنوبی را به ذهن متبادر میکرد که هدف هیتلر بوده است. نکته ی مهم دیگر این که اختیار کوکب در دست صورت فلکی توامان بود. انرژی خورشید سیاه به همان چیزی مدیون بوده که تحت عنوان "ماده ی سیاه" هنوز در فیزیک پابرجا مانده است:“vril society, black sun, dark matter”: bibliotecapleyades.netدرخصوص بنیاد این شایعات، در کتابی از سانتیلانا دو نکته یافتم که میتواند متصل کننده ی افسانه های گوناگون به شکل این منظومه شده باشد. اول، ارتباط راه شیری با دب اکبر که به خرس تشبیه میشود: ژرمن ها به راه شیری، گاها "برونل استرات" میگفتند. این کلمه

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 7:47

نویسنده: پویا جفاکشسال 1382 در ایران، با حمله ی امریکا به عراق شروع شد. در آن سال ها تلویزیون آقای لاریجانی، در حال نشان دادن یک چهره ی ضد حکومتی از هالیوود به نفع غربی سازی فرهنگی دولت خاتمی بود و هر چیزی که این تصویر ضد امریکایی از هالیوود را اثبات کند نشان میداد. فیلم ها را میگرفتند و قطعه قطعه میکردند و از آنها نتیجه میگرفتند هالیوود طرف مسلمانان است. یکی از آن فیلم ها با بازی دنزل واشنگتون را دیدم چهار سال بعد دوباره در برنامه ی مرحوم طالبزاده گرفتند قطعه قطعه کردند و با دوبله ای دیگر نشان دادند و نتیجه گرفتند این فیلم ستایشگر بدنه ی سیاست امریکا و مبلغ غربی سازی مسلمانان است! البته در سال 1382 ضد های واقعی هم وجود داشتند که کار را راحت کنند، مثل مایکل مور که همان سال جایزه گرفت و در سخنرانی جایزه اش ضد جنگ عراق صحبت کرد و بوش را "احمق قرن 21" نامید و اخبار ساعت 14 شبکه ی1 هم با افتخار این مطلب را انعکاس داد. کمی بعد شبکه ی1، فیلم سینمایی عصر جمعه ی خود را به تصریح مجری شبکه به همین مناسبت، فیلم "عملیات سوسیس کاندایی" از مایکل مور در نظر گرفت. مجری وعده داد که به زودی فیلم دیگری از او به نام "باولینگ برای کلمباین" از همین شبکه پخش خواهد شد (که در همان سال از برنامه ی "سینما1" پخش شد). در همان دقایق آغاز فیلم جمعه متوجه شدم که این فیلم، سال ها پیش و در 1375 در همان روز و ساعت از شبکه ی 1 پخش شده است. احمد رسولزاده، حسین عرفانی، ابوالحسن تهامی، پرویز ربیعی، مهوش افشاری، عباس نباتی، تورج نصر و ایرج سنجری، ازجمله دوبلورهای فیلم بودند. فیلم در فضای پس از پایان جنگ سرد اتفاق می افتاد و با تلاش شخصی برای خودکشی در آبشار نیاگارا شروع میشد. در دنیای خیالی زمانه ی فیلم، مد شده بود

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 7:47

نویسنده: پویا جفاکشدر قرن 19، ایالات متحده هنوز سرزمین کابوی ها بود و تمدن سواحل شرقی آن، به تدریج و با از بین بردن سرخپوستان، در حال پیشروی در غرب دیده میشد. در این زمان، نقاشی به نام "جورج کتلین" در غرب سفر میکرد، پرتره ی افراد سرخپوست را به عنوان نمایندگان یک فرهنگ در حال اضمحلال رسم و نام هر سرخپوست نقاشی شده را ثبت مینمود. اگرچه امریکای نوپا و فرهنگ خراب کن، به این مسائل بی توجه بود، اما نگاره های مرموز و آرام سرخپوستان کتلین، در شهرهای اروپا بسیار مورد توجه قرار گرفتند و او را به ثروت و شهرت رساندند. این، در حالی بود که کتلین اصلا دلش برای فرهنگ بومیان امریکا نمیسوخت و معتقد بود آن باید به نفع تمدن غربی از بین برود و خاطره شود. در تمام نگاره های او، دهان های سرخپوستان بسته است. این شاید به خودی خود مهم نبود اگر فلسفه ی "دهانت را ببند" کتلین در ستایش پذیرش وضع موجود مشهور نبود  و او کتابی به نام «دهانت را ببند» را ننوشته بود. الآن حدود 2قرن از آن دوران گذشته و اگرچه صدایی از بازماندگان سرخپوستان بلند نمیشود این اعقاب اروپاییان متمدن در امریکا هستند که دهانشان بسته نمیشود و مدام غر میزنند. معلوم نیست چرا؟ شاید باورشان نمیشود که تمدنشان واقعا دنباله ی یک تمدن معقول مسیحی در اروپا باشد. عقل برای اروپایی مقدس است و چه کسی باور میکند امریکای امروز عاقلانه باشد؟ بلاخره وقتی اوبامای نیمه افریقایی، رئیس جمهور شد، جرئت بازگشت آتلانتیس و ارتباط امریکا با جادوگران افریقایی فراهم گردید. افسانه ی بگناس ها برگشت: پیروان اپاخناس فرعون مصر که پس از غرق شدن آتلانتیس و فاصله افتادن بین افریقا و امریکا با دریا، پیوند شاخه ی امریکای شرقی آنها با افریقا به طور سنتی گسسته شد. اما بنیامین

برچسب: نویسنده: نیما کمالی تاريخ: پنجشنبه 2 تير 1401 ساعت: 7:47

صفحه بندی